تبلیغات
 نیکشهر - سرکاری
روزی جوانی از اندیشمندی پرسید چرا انسان ها اینقدر برای پول،همدیگر رامی آزارندوبه هم بدی می کنند؟ اندیشمندقوطی کبریتی از جیب در آورد،سه چوب کبریت رادر دست گرفت...اماسریعادو چوب کبریت رادوباره درقوطی نهاد.آن یک عددچوب کبریت باقی مانده را نصف کرد و با آن نصفه که نوک تیزی داشت لای دندان خود را تمیز کردوگفت: نمی دانم
تاریخ : یکشنبه 8 فروردین 1395 | 03:59 ب.ظ | نویسنده : admin mohammadi | نظرات

  • paper | قالب وبلاگ | گسیختن